خرید بک لینک
اینجا باشه برای اینکه ببینم چقدر عوض شدم و میشم ... + الحمدلله علی کل حال ... مخصوصاً این حال و احوال الانم ... شاید توی آخرین باید برای عنوان وبلاگ توضیح بدم... "واره" تو زبان ما گاهی برای بیان تعلق به کار میره... و "درد" متعلق به انسان است. انسانی که "درد" نکشد حتما یک روزی یکجایی میفهمد که باید درد کشید تا رشد کرد! و همهی اینها رو از حرف خدا کشیدم بیرون که خیلی وقتها اروم در گوشم گفت ببین "لقد خلقنا الانسان فی کبد" پس درد بکش و راضی باش... دل کندن از اینجا کار آسونی نبود و نیست ولی خب این دنیا دنیای دل کندنه! باید از خیلی چیزهای مهمتر از این وبلاگ و نوشتهها دل کند تا شاید بتونی یکم و فقط یکم پرواز کنی! خیلی وقتها برای خیلی از شماهایی که ندیدمتون و حتی تو وبلاگاتون نظر نذاشتم خیلی دعا کردم ... پس شاید حقم هست که ازتون بخوام دعام کنید! یا علی

برچسب: نویسنده: آرین نصیری تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت: 7:42

دو سه بار بیشتر کرمانشاه نرفتم و دو سه ماهم برای کار شهرستان سرپل ذهاب بودم...

عجیب مردمان دوست داشتنی هستند.

تسلیت میگم به همه مردمانی که نمیشناسن منو و نمیشناسمشون


+ باید حتما یه جای نزدیکمون یه زلزلهای بیاد تا بفهمیم چقدر زندگیمون به تار مویی بنده، وای به حال به من که به یه همچین اتفاقای بزرگی برای یآد کردن مرگ نیاز دارم...

برچسب: نویسنده: آرین نصیری تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت: 7:42

من و دل بریدن از تو؟

چه محال ِ خنده داری...

برچسب: نویسنده: آرین نصیری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 9:33

این خبرای زد و خورد تو سوریه رو که میشنوم یاد دیالوگ آژانس شیشه ای میفتم

این وسط گوشت قربونی عباسه!

برچسب: نویسنده: آرین نصیری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 9:33

شاید شما بگید قیاس مع الفارقه!

اصلا حق با شما ولی

تو کربلا هم وقتی یکی باب جسارت رو باز کرد بقیه حرامیا هم شیر شدند...

والعاقبه للمتقین

برچسب: نویسنده: آرین نصیری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 9:33

بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک جناب حجت الاسلام رئیسی سلام علیکم؛ از چند روز پیش که مطمئن شدم قصد جنابعالی برای شرکت در انتخابات جدی است، مدام با خودم کلنجار میروم که روحانیای که در یکسال بواسطه امام رئوف انقدر محبوب محرومان شدهاست چه میشود و پیش خود چه فکر میکند که پیش رفتن در این مسیر پر بر

برچسب: نویسنده: آرین نصیری تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 9:33

واقعاً بیخودی زیادی شلوغش میکنید. از وقتی یکم بزرگتر شدم هیچ حسی به تحویل سال و سالنویی و ... نداشتم. و برام فرق نمیکرد سال یکهزار و سیصد و نود و چند رفت و سال یک هزار و سیصد و نود و چند اومد! هیچوقت هم به روی کسانی که این اتفاق رو جدی میگرفتند نیاوردم که یه وقت انگ دیوونگی و افسردگی و ...

برچسب: نویسنده: آرین نصیری تاريخ: شنبه 5 فروردين 1396 ساعت: 5:26

گفته بودند میآیی،

تحمل کردیم...

آقای من، مولا، صاحب، عزیز، بابا...

به هوای ما بچههای حواس پرت گناهکارت باشی هیچی نمیشه...

غمگینتر از این دیده بودی منو آقا جان...

پس گور پدر غمهای من!

سرتون سلامت! بیاید!

همین...



برچسب: نویسنده: آرین نصیری تاريخ: شنبه 5 فروردين 1396 ساعت: 5:26

صفحه بندی